کس نخارد پشت من ....
هفت تیر.. اتوبوس.. چاپلین.. کریمخان.. ثالث و چشمه... قرنی...
چقدر دلم برای این روزا تنگ شده بود.. روزایی که...
و برای کسی که توی تمامه اینا همراه و همپا بود....
دیروز فقط دلم میخواست برف بیاد.. همین
- چطور می تونم بگم بهت که دلم می تونه بدون دلبل هم تنگ باشه... چطور می تونی بفهمی که تمامه این دل گرفتن ها فقط به خاطر یه دسته تو گچه... مسخره است نه؟؟؟!!!!!
- گاهی لازمه یه اتفاقایی بیفته تا بفهمی که مهمی و با ارزش
- گاهی باید همین اتفاق بیفته تا قدره داشته هات رو بدونی.. حتی اگه روزی ۱۲ساعت کار کنی
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر ۱۳۸۷ ساعت 21:29 توسط سمانه درخشان
|
من مثل دانش آموزي