چه مهربان بودی ای يار، ای يگانه ترين يار
چه مهربان بودی وقتی دروغ میگفتی.....
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۸۷ ساعت 21:7 توسط سمانه درخشان
|
چه مهربان بودی ای يار، ای يگانه ترين يار
چه مهربان بودی وقتی دروغ میگفتی.....
ساعت حدود ده و نيم- يازده شب
هوا باروني
چراغ قرمز... تقاطع ستاري با يه جايي كه نمي دونم كجاست
دختر تقريبا ۱۹-۲۰ ساله
دستش رو از پنجره مي ياره تو
خودم رو مي كشم عقب
مي ترسم و جيغ مي زنم (اينروزا همش منتظره يه اتفاقم)
نگام مي كنه...
مي گه همين يه فال مونده... مي خريش...