من ميتوانم هر چيزي را از خود اختراع كنم، آدمي را دست بيندازم، حقه بزنم و شوخيهاي عملي و به درد بخور بكنم. و احساس دروغگويي نكنم و وجدانم هم ناراحت نشود. اين دروغها، در صورتي كه بخواهي آنها را به اين اسم بنامي، بيانگر من واقعي هستند. با اين قبيل دروغها تظاهر به چيزي نميكنم، در واقع با همچو دروغهايي از حقيقت حرف ميزنم. اما مواردي وجود دارد كه نمي توانم درباره آنها دروغ بگويم. يك چيزهايي هست كه آنها را درك كردهام، معنايشان را فهميدهام،دوستشان دارم و جديشان ميگيرم. درباره اين چيزها نميتوانم شوخي كنم. اگر بكنم، خود را تحقير كردهام. غيرممكن است.. از من نخواه چنين كاري بكنم، نميتوانم.
هيچكس نخواهد خنديد.. عشقهاي خندهدار... ميلان كوندرا
من مثل دانش آموزي